:: سال 19، شماره 71 - ( 9-1390 ) ::
جلد 19 شماره 71 صفحات 111-87 برگشت به فهرست نسخه ها
تحلیل روان‌شناختی نمادها و کهن‌الگوها در داستان کرم هفتواد شاهنامه فردوسی
اسحق طغیانی*1، زینب چوقادی2، طیبه جعفری2
1- دانشیار دانشگاه اصفهان ، etoghyani@hotmail.com
2- دانشجوی دکتری دانشگاه اصفهان
چکیده:   (8286 مشاهده)

شاهنامه فردوسی، سرگذشت قومی و ملّی ما، آمیزه‏ای پربها از اسطوره، حماسه و تاریخ است که برخی کوشیده‏اند آن را به سه بخش مجزّای اساطیری، حماسی و تاریخی تقسیم کنند، اما درهم‌تنیدگی این سه قسمت چنان است که تعین حدّ و مرز و جداسازی آن‌ها از یکدیگر ناممکن می‏نماید. برای نمونه آنچه بسیاری آن را بخش تاریخی شاهنامه می‏دانند با داستان‌هایی نشئت‌گرفته از اندیشه اساطیری و مفاهیم نمادین و کهن‌الگویی قومی آمیخته است که در عین حال رنگ‌وبوی حماسی نیز دارد. یکی از این داستان‌ها روایت کرم هفتواد است. این روایت تماماً اسطوره‏ای یکی از پیچیده‌ترین روایات شاهنامه است که از منظرهای گوناگون می‌توان آن را نقد و تحلیل کرد. بسیاری کوشیده‌اند این داستان را با واقعیت‌های تاریخی همسو کنند و زمان و مکان و توجیهی برای آن بیابند، اما هیچ‌کدام از این دیدگاه‌ها راه به دیهی نبرده است. زیرا طرح اسطوره‏ای داستان هرچند از واقعیتی الهام گرفته ‏است، رهیافت به این واقعیت ضمنی نیازمند بررسی‏های اسطوره‌شناختی است. اینکه اسطوره کرم هفتواد چیست، چه می‌گوید، از کجا سرچشمه گرفته و... پرسش‏هایی است که در این مقاله با تکیه بر نظریه کارل گوستاو یونگ به آن خواهیم پرداخت.

واژه‌های کلیدی: کرم هفتواد، نظریه یونگ، ناخودآگاهی، خودآگاهی، سایه، آنیما، فرایند فردیت
متن کامل [PDF 234 kb]   (1082 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي |


XML   English Abstract   Print



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
سال 19، شماره 71 - ( 9-1390 ) برگشت به فهرست نسخه ها