1- دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل 2- دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل ، farahmand15@yahoo.com 3- دانشگاه محقق اردبیلی
چکیده: (637 مشاهده)
رومن یاکوبسن تفاوت نقشهای زبانی را حاصل برجستگی برخی از عناصر ارتباطی(فرستنده، گیرنده، پیام، موضوع، مجرای ارتباطی و رمزگان) میدانست. وی معتقد بود هر پیامی دارای نقشهای زبانی متعددی است که معمولاً یکی از آنها برجستگی بیشتری دارد. در متون ادبی به دلیل پیچیدگی متن، تعدّد لایهها و سیّالیّت نشانهها تنها با نقش ادبی مواجه نیستیم؛ بلکه هنرسازهها علاوه بر ارتقاء صوری متن، با سایر نقشهای زبانی نیز در تعامل هستند و با استفاده هوشمندانه، موجب تناسب و تطابق صورت و معنای متن میشوند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، تعامل صورت و معنا را در منطقالطّیر عطّار تحلیلکرده، به این نتایج دستیافتهاست که عطّار نسبتی متعادل بین هنرسازههای بدیعی و محتوای اخلاقی-عرفانی منطقالطّیر برقرارکردهاست. وی هنرسازهها را بر اساس جوهره و کارکرد ادبی آنها، برای بیان موضوعات و مفاهیم خاصّی استفادهکردهاست؛ مثلاً «حسن تعلیل» را برای توضیح و تبیین مسائل تعلیمی و عرفانی، «مراعات نظیر» را برای ایجاد وحدت موضوعی و انسجام متنی و «متناقضنمایی» را برای تصویرگری ماهیّت متناقض تجربههای عرفانی و کشمکشهای درونی و برونی عارف به کار بردهاست. کاربستِ شایسته هنرسازهها به فراخورِ موضوع و محتوای حکایات منطقالطیر زیبایی فراوان، تأثیرگذاریِ عمیق و تعامل و تطابق صورت و معنا را پدید آوردهاست.